شاید فقط برای تو

 
نویسنده : الهه - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

محکو م به زندگی

جرم: آدمیت!


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : الهه - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

صد بار خواستم

ایاک نعبد و ایاک نستعین

جوابمو میده


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : الهه - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٥
 

خواستن یه زندگی گرم توقع زیادیه؟


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : الهه - ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٠
 

ازت گله دارم، خدایی چرا منو یادت رفته؟

 


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : الهه - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٩
 

ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعًا وَخُفْیَةً

خدایی اینو یادم رفته بود!!!!


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : الهه - ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٩
 

إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِیبٌ مِّنَ الْمُحْسِنِینَ

  رحمت خدا نزدیکه کاش چشممون ببیندش


 
comment نظرات ()

 
 
نویسنده : الهه - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٠
 

بهم تلنگر زدی نه شایدم دست خدا بود که بازم بعد مدت ها مهربونیشو بهم نشون داد

دلم یکم آرومه و مدیون دست خدا

امشب اولین نامهمو طبق قولم  می نویسم

 

خدایا! به تو بیشتر از هر کسی نیاز داشتم ممنون که هستی


 
comment نظرات ()